بایدها و نبایدهای جشنواره‌های موسیقی اقوام از نگاه کارشناسان

بایدها و نبایدهای جشنواره‌های موسیقی اقوام از نگاه کارشناسان

نخستین نشست تخصصی بررسی موسیقی بومی مازندران و نقش جشنواره در تعالی این موسیقی با حضور هنرمندان و کارشناسان برگزار شد

ستاد برگزاری دومین جشنواره موسیقی بومی البرزنشینان «لیلم» به بهانه برگزاری این جشنواره، نخستین نشست تخصصی بررسی موسیقی بومی و ضرورت‌های آن در جشنواره‌های موسیقی بومی را برگزار کرد. در این نشست که با حضور تعدادی از هنرمندان حوزه موسیقی و برخی از مسئولان در سالن کنفرانس اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران برگزار شد.

«جعفر گودرزی» کارشناس ارشد موسیقی اقوام و اتنوموزیکولوژیست، «بهمنیار شریفی» پژوهشگر و هنرمند برجسته موسیقی مازندران و «محمدابراهیم عالمی» هنرمند و خواننده موسیقی مازندران چهره‌های اصلی این نشست بودند که به برخی پرسش‌ها درباره محور اصلی نشست، یعنی ضرورت‌های یک جشنواره موسیقی پاسخ دادند. در بین پرسش‌و پاسخ‌ها نیز برخی از هنرمندان و چهره‌های صاحبنام موسیقی مازندران اظهارات خود را بیان کردند.

ضرورت توجه به اصالت

«بهمنیار شریفی» در این نشست با بیان این‌که موسیقی‌های تجاری در همه جای دنیا راه خود برای بقا را پیدا می‌نند و موسیقی فرهنگی باید حمایت شود، گفت: در چنین جشنواره‌هایی باید نگاه حمایتی به حوزه موسیقی فرهنگی و قومی ارجحیت داشته باشد. باید مشخص شود که کدام گروه یا هنرمند موسیقی بکر و کمتر دست خورده‌ای را اجرا می‌ند و از او حمایت شود. این نگرش به معنای مخالفت با پیشرفت نیست،  بلکه به این معناست که هر چیزی در جای خودش باشد. این‌که هنرمندی در قطعه «مش حال» ملودی‌هایی را اضافه کند، پیشرفت نیست، بلکه تخریب و تحریف اصالت آن قطعه است.

وی اظهار کرد: در جشنواره باید هر بخش سر جای خودش باشد و به آموزش هم توجه شود. یعنی کارگاه‌هایی برگزار شود که هنرمندان و هنرجویان با جزییات موسیقی بومی و شیوه‌های اجرای هنرمندان صاحبنام و معیار آشنا شوند. یکی از اشکالاتی که در نخستین دوره این جشنواره وجود داشت همین بود که نمی‌دانستیم معیار ما برای نوازندگی سازهای مازندرانی چیست. در ساز ایرانی این وضعیت مشخص است، اما در کمانچه‌نوازی مازندرانی معیار چیست؟ در مازندران استاد محسن‌پور هم کمانچه می‌نواخت و قدر هم همین ساز را می‌نواخت. با توجه به این‌که معیارهای مشخصی نداریم، باید در برگزاری جشنواره بخش‌بندی‌های مناسبی داشته باشیم.

اهمیت آموزش

این پژوهشگر موسیقی خاطرنشان کرد: به نظرم می‌توان در کنار جشنواره بررسی شیوه‌های اجرا را داشته باشیم. نگاهی به آموزشگاه‌های سراسر استان اگر بیندازیم می‌بینیم که کمترین تعداد هنرجوها مربوط به سازهای مازندرانی است. حتی امروز دیگر در آموزش سازهای مازندرانی اصطلاحات بومی نوازندگی این سازها فراموش شده و به کار نمی‌رود. ما امروز این واژه‌های مهم  موسیقایی بومی که خیلی هم اهمیت دارند را کم داریم. این جشنواره‌ها می‌‌توانند در این بخش‌ها ورود کنند و اثرگذاری زیرساختی داشته باشند.

شریفی تصریح کرد: نکته‌ای که در چنین جشنواره‌هایی باید مورد توجه قرار گیرد حفظ اصالت موسیقی است. این‌که با سازهای غیر بومی موسیقی بومی نواخته شود به حفظ اصالت کمک نمی‌کند. مردم هر منطقه‌ای بسته به شرایط فرهنگی، زندگی و جغرافیایی ساز خودشان را می‌سازند و آن ساز هم صدا و ملودی خودش را تولید می‌کند. اگر موسیقی مازندران به قره‌نی یا بالابان نیاز داشت، قطعا در طول زمان این ساز ساخته می‌شد.

وی با بیان این‌که نفس و هدف برگزاری هر جشنواره‌ای تأثیرگذاری در جامعه است، افزود: هدف باید این باشد که در جشنواره با سازهای مازندرانی موسیقی اجرا شود. یکی از معیارهایی که کیفیت را تعیین می‌کند، سازبندی است. فقط گردش نغمات و کلام ملاک نیست، بلکه خود صدادهی شناسنامه است.

خواننده شناخته شده موسیقی مازندران نیز در این نشست با بیان این‌که یکی از نقاط قوت نخستین جشنواره موسیقی لیلم ضبط و ثبت همه اجراها بود، گفت: جشنواره‌های موسیقی بومی دیگری هم در کشور داریم که سال‌هاست برگزار می‌شوند و به چنین موضوعی توجه نکرده‌‌اند.

«محمدابراهیم عالمی» با انتقاد کم‌‌توجهی آموزشگاه‌های موسیقی مازندران به آموزش موسیقی بومی، اظهار کرد: ما در استان آموزشگاهی نداریم که به طور تخصصی موسیقی مازندرانی را آموزش دهد. از خودمان بپرسیم که سازنوازی مازندرانی را به طور ویژه تدریس می‌کنیم؟ این ضعفی است که در فضای موسیقی بومی مازندران وجود دارد و موسیقی بومی به عنوان حاشیه فعالیت آموزشگاه‌های موسیقی دیده می‌شود.

وی جشنواره را محل کشف استعدادها از نقاط مختلف عنوان کرد و افزود: ذاتا معتقدم که رقابت در حوزه هنر درست نیست. اما برای این‌که سازها بهتر کوک شود و انگیزه‌ها بیشتر شود نام رقابت برا اجراهای جشنواره گذاشته می‌شود. ضمن این‌که این موضوع باعث کشف استعدادها می‌شود. سال گذشته در لیلم یک پدیده در لَلِـه‌وانوازی کشف شد.

جای خالی پژوهش‌های تحلیلی در موسیقی بومی

کارشناس ارشد موسیقی اقوام و مدرس اتنوموزیکولوژی دانشگاه هم در این نشست با بیان این‌که جشنواره موجب تداوم و حفظ موسیقی می‌شود، گفت: اگر در آغاز انقلاب جشنواره موسیقی فجر به موسیقی اقوام توجه نمی‌کرد، امروز شاید بسیاری از نغمات موسیقی محلی ایران را نداشتیم. بنابراین جشنواره یک حس مشترک است.

«جعفر گودرزی» افزود: توجه به نکات آموزشی در جشنواره می‌تواند باعث شکل‌گیری فرآیند درست آموزش شود. اموزش موسیقی اقوام دارای روش‌ها و شیوه‌هایی است که باید به آن‌ها توجه شود. شاید اگر یک رپرتوار لَلِـه‌وا را به نت در بیاوریم، هنرجو نتواند همان چیزی که در اصل اجرا می‌شود را اجرا کند. دلیلش همان معیارهای بومی در آموزش اتس. به شیوه دوتار نوازی استاد اسحاقی نگاه کنیم می‌بینیم که به صورت بومی دانش را کسب کردند و به همین شیوه هم آموزش می‌دهند و شاگردان توامندی هم تربیت کرده‌اند. چون بر اساس دانش تجربی آموزش می‌دهد؛ حس و حالی که در نت نیست را می‌شناسد و انتقال می‌دهد.

وی با اشاره به ضرورت توجه جشنواره به پژوهش‌های حوزه موسیقی اظهار کرد: ما امروز آرشیو غنی و پرباری از موسیقی مازندران داریم، اما نمی‌دانیم تفاوت کتولی غرب مازندران و شرق استان چیست. این یعنی کار پژوهشی و تحلیلی انجام ندادیم. این کار پژوهشی چه زمانی قرار است انجام شود؟ جشنواره می‌تواند این فرصت را بدهد که افراد توانمند در حوزه پژوهش هم مطرح شوند و دستاوردهای پژوهشی خود را به هنرمندان عرضه کنند.

این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: معتقدم پیش از هر چیز باید برای چنین رویدادی طبقه‌بندی‌هایی در نظر بگیریم. پژوهش موسیقی بومی باید در بستر اجتماعی رخ دهد. بنابراین شاید مخاطب‌شناسی از توان جشنواره خارج باشد، اما اگر نگاه پایه‌ای در برنامه‌ریزی‌ها وجود داشته باشد، می‌توان تاثیرگذار ظاهر شد.

توجه ویژه به شعر در موسیقی اقوام

شاعر مطرح مازندران هم در این نشست به ضرورت توجه برگزار کنندگان این جشنواره‌ها به شعر و کلام اشاره کرد و گفت: شعر همواره با موسیقی پیوند داشته و دارد. بنابراین نمی‌توان به موسیقی توجه کرد و از شعر حرفی نزد. به ویژه شعر بومی که در آن تمام مسائل اجتماعی، عرفی و شرعی وجود دارد.

«حسن حسن‌پور» افزود: شعر هم در مداحی و هم در موسیقی تاثیر شگرفی دارد. فکر می‌کنم جشنواره‌های موسیقی بومی می‌توانند فرصتی برای بیشتر توجه شدن به بومی‌سرایان هم باشند. انتخاب شعرها، اجرای درست واژه‌ها و اصطلاحات در شعر، خوانش و انتخاب موسیقی برای اشعار و اصالت شعر هم می‌توانند در معیارهای خوب بودن یک اجرا گنجانده شوند.

موسیقی و مردم

کارشناس حوزه میراث و مردمشناسی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران هم در این نشست با بیان این‌که موسیقی و جامعه از هم جدا نیستند، گفت: بسیاری از مفاهیم و نکاتی که از سوی صاحبنظران مطرح می‌شود، مسائل تخصصی هستند که به جا هم هست. اما در چنین رویدادهایی باید جایگاه مردم هم لحاظ شود.

«علی ماهفروزی» افزود: باید به دنبال راهکاری بود که پیوند بین اقشار مختلف جامعه و موسیقی بومی را تقویت کرد. این موسیقی به زندگی مردم مازندران تعلق داشت و باید باز هم به زندگی آن‌ها برگردد.

چهارده آبان زادروز استاد محمدرضا اسحاقی

۱۴آبان ماه زادروز۷۰سالگی استاد محمدرضا اسحاقی گرامی باد 

با آرزوی سلامتی، بهروزی و شادی روزافزون برای ایشان

استاد محمدرضا اسحاقی گرجی در 14 آبان سال 1326 در گرجی محله بهشهر به دنیا آمد. نوازندگی را در 11 سالگی زیر نظر استاد حسن علی‌پور، معروف به « حسن طبال » و با ساز تنبک آغاز کرد. روایت ها و قصه ها را از مادر آموخت که قصه سرایی زبردست بود. پس از مدتی نی چوپانی را امتحان کرد و سپس به دوتار روی آورد و همزمان در تعزیه خوانی ها نیز شرکت داشت.
استاد گرجی در مصاحبه ای ضمن توضیح روزهای آغاز فعالیتش در زمینه ی موسیقی، می‌گوید: « زمانی که به دوتار روی آوردم، این ساز در حال انقراض بود. همانطور که می دانید دو تار ساز نقالی ست و من تنها نقال باقی مانده از راویان و نقالان مازندران هستم. »
استاد گرجی در کنار دوتار نوازی و مقام خوانی، در ساختن سازهایی چون دو تار و کمانچه نیز ید طولایی دارد.
دو تار مازندرانی بیشتر در مناطق شرقی مازندران مانند بهشهر و به خصوص روستای گرجی محله نواخته می شود و تا ناحیه ی ترکمن صحرا امتداد یافته. از این رو دوتار مازندرانی با دوتار ترکمن و خراسانی قرابت دارد.
ترانه هایی که با دوتار مازندرانی نواخته می شوند بسیار اصیل هستند و در روزگار ما کمتر کسانی با آنها آشنایی دارند. در گذشته اما، استادان زیادی در زمینه ی مقام خوانی مازندرانی فعالیت داشته اند که از جمله ی آنها می توان به استاد « قدر کتولی » و استاد « نظام شکارچیان » اشاره کرد. در حال حاضر تنها استاد محمدرضا گرجی ست که میراث دار خنیاگران مازندرانی شاهنامه است. 
استاد گرجی در سال 1365 گروه موسیقی « مشتاق حسن » را پایه گذاری کرد. این گروه از هفتمین جشنواره موسیقی فجر تا کنون، در تمامی دوره های این جشنواره شرکت داشته و بارها موفق به کسب مقام شده است. همچنین در سال 1390 این گروه در جشن نوروز ترکمنستان به عنوان سفیر فرهنگی مازندران شرکت کرده است.
استاد اسحاقی نیز شخصا در اولین جشنواره موسقی فجر و جشنواره هایی چون جشنواره‌ی موسیقی نواحی، ذکرالذاکرین، آیینه آواز، حماسه ای و ... شرکت داشته اند.

نقض ادعای ایرانی بودن جشن تیر ماه سیزده شو

طیار یزدان پناه لموکی  پژوهشگر و نویسنده مازندرانی معتقد است:بنا بر نشانه ها و نمادهای به جا مانده از اقوام مازندران باستان گمان می رود جشن تیرماه سیزده یک جشن مختص مازندران بوده که بعدها وارد قوم آریایی شده است.
در تمام منابع از تیرماه سیزده به عنوان یک جشن باستانی ایرانی یاد شده اما نشانه هایی وجود دارد که می تواند این مدعا را نقض کند.
وی افزود: به عنوان مثال گاو در قوم کاسپی که همان مردمان مازندران باستان هستند جایگاه والایی داشته و طول عمر این قداست بنابر یافته هایی از پیکره هایی گاو در حوزه مازندران باستان به هزاره 5 قبل از میلاد می رسد حال آن که در عصر زردشت گاو برای آریایی ها جایگاه ارزشمندی یافته است.
یزدان پناه خاطرنشان کرد: سگ در فرهنگ مازندران باستان بسیار قداست داشته تا جایی که کیش سگ پرستی از هزاره 11قبل از میلاد وجود داشته است و براساس بده و بستان های فرهنگی بین قوم آریایی ها و کاسپی ها قداست سگ وارد قوم ایرانی شده است.
پژوهشگر و نویسنده مازندرانی معتقد است: اسب نیز به مانند گاو و سگ قبل از قوم آریایی در نزد مردمان مازندران باستان جایگاه ویژه داشته و مورد احترام بوده است.
یزدان پناه یادآور شد: سگ، اسب و گاو تاثیر بسیار در زندگی شبانی و کشاورزی مازندران داشته تا جایی که در هزاره 4و5 پیش از میلاد کشاورزی مازندران در اوج شکوفایی بوده و در هزاره اول با حضور در مازندران باستان با بده بستان های فرهنگی به این صنعت دست یافته اند.
وی اظهار کرد: تیرماه سیزده یک جشن باروری بوده و اکنون نیز تنها در مازندران اجرا می شود و به نظر می رسد این جشن با توجه به نشانه ها و نمادهایی که در خود دارد یک جشن ایرانی نبوده بلکه جشن مازندرانی است که بعدها با انتقال فرهنگ ها وارد آیین آریایی ها شده است.

 

منبع :ایسنا

چرا 14 آبان روز مازندران نامیده شد

روز ١٤آبان اسطوره‌ای نبود، یک جریان خیالی و آرزو و آمال یک‌ملت درقالب درست نبود، واقعیت داشت. بیش از ‌هزار‌سال است که یکی از عوامل مهم وحدت مازندران است.

مردم مازندران پیش از حکومت علویان هم علوی بودند و امروز هم می‌توانیم به‌جای مردم مازندران بگوییم علویان مازندران، یعنی همه ما مازندرانی‌ها که عشق علی(ع) در سینه داریم.

حدود چهار، پنج‌سال پیش بود که تعدادی از اهالی‌قلم مازندران دعوت شدند تا یک روز از ‌سال را به‌عنوان روزملی مازندران پیشنهاد و تعیین کنند، از ساری من دعوت شدم، از آمل جناب استاد هومند و از بابل و امیرکلا جناب استاد مهدوی و از سوادکوه استاد خانم یوسفی و...

در اداره‌کل ارشاد اسلامی استان(ساری)جمع شدیم، غیر از من همه اعضای این نشست از صاحبان قلم توانا و از مفاخر مازندران هستند و می‌توانند از رأی خودشان دفاع کنند، من نه از مفاخر مازندران هستم و نه در اندازه این بزرگان، اما به سهم خودم که در پیشنهاد این روز نقش داشتم و اتفاقا بعد از نشست‌های فراوان و طولانی و گفت‌وگو بر سر مناسبت‌های مختلف، نهایتا همه به اتفاق به روز ١٤ آبان رأی دادیم.

اما من به کدام دلایل و چرا به روز ١٤آبان به‌عنوان روز ملی مازندران رأی دادم؟

١- ما در نشست‌هایمان، با توجه به این‌که فریدون در اساطیر ما یک قهرمان مازندرانی است و کاوه زیر پرچم او با ضحاک نبرد کرد به‌عنوان یک گزینه کار کردیم.

٢- روی آرش که یک قهرمان اساطیری دیگر و آن‌هم مازندرانی است و ١٣آبان روز آرش بود هم مفصل بحث کردیم، تیرماه سیزده شو را هم به نام آرش داشتیم و خوب هم داشتیم و داریم. ٣- حضور استاد هومند و تخصص ایشان در تقویم مازندرانی و روی نخستین روز ‌سال برابر تقویم تبری هم گفت‌وگو شد، استاد هومند با دست‌پر در این وادی وارد شدند.

٤- از روزها و مناسبت‌های مختلف هم خیلی گفتیم، استاد مهدوی تمام روزهای بزرگ تاریخی مازندران را به میدان آورد. با دستی‌پر مثل همیشه.

٥- روز ١٤ آبان ‌سال ٢٤٣ شمسی هم که سرآغاز و نخستین روز پیمان رسمی مردم مازندران با علویان بود مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت و در پایان با جمع‌بندی و درنظر گرفتن همه شرایط و با همه‌جانبه‌نگری، همه با هم این روز را به دلایل زیر برگزیدیم. یعنی حداقل من به دلایل زیر به آن رأی دادم، دیگر اساتید با دلایل خودشان و با حساب و کتاب و منطق رأی دادند.

الف. روز ١٤آبان اسطوره‌ای نبود، یک جریان خیالی و آرزو و آمال یک ملت درقالب درست نبود، واقعیت داشت. بیش از‌ هزار‌سال است که یکی از عوامل مهم وحدت مازندران است.

ب. این روز جنبه عقلی و عقل‌گرایانه داشت، هم واقعی بود و هم این‌که یک ملت با حساب و کتاب در آن روز خودش تصمیم گرفت، به صحنه آمد، در این روز به‌دست علویان شیعه نشد، مازندران شیعه‌علی(ع) بود. او در این روز کار دیگری کرد. مازندران انتخاب کرد، روز واقعی نیاکان من بود که با غلبه‌بر احساس دست به یک انتخاب زدند.

ج. من می‌دانستم که اسطوره‌بازی یکی از گرفتاری‌های تاریخی ملت ایران بود، اسطوره خوب است، بد نیست، اما آنگاه که اسطوره‌باز می‌شویم خوب نیست، همش قصه بگوییم و قصه بشنویم و فرهنگ ما فقط شنیداری بشود درست نیست، ما نیاز داریم که آرام‌آرام به سمت و سوی فرهنگ نوشتاری برویم، با کتاب و واقعیات که حقایقی را هم در خود داشته باشند، آشنا شویم، ما حق نداریم مردم را بازی دهیم، بازیگوشی هم نباید بکنیم، نه ادای روشنفکری و نه عوام‌زدگی.

د. من آن روز به این امید به ١٤آبان به‌عنوان روز ملی مازندران رأی دادم که در آینده این روز در تقویم ملی به‌عنوان روز مردم، روز عقل‌گرایی، روز انتخابات، روز دموکراسی و... انتخاب شود و بنیانگذار این روز تاریخی روز فهم و شعور، مازندرانی باشد که بود.

هـ . من آن روز به‌عنوان ١٤آبان روز ملی مازندران رأی دادم که درقالب آن روز زبان مازندرانی که صدها لهجه دارد، زنده شود. به‌داد فرهنگ مازندران برسد، مازندران را تمام‌قد و با افتخار عرضه‌کنند، همه به میدان بیایند.

و. آرزوی من این است که در روز ملی مازندران و زیر پرچم ایران همه به میدان بیایند، من نه آن روز و نه امروز و نه هرگز، مازندران بدون ایران نمی‌خواهم و به آبروی ایران، از مازندران به‌عنوان پاره‌تن ایران دفاع کردم و دفاع می‌کنم، من مازرونی هستم.

ز. ١٤ آبان را روز ملی مازندران پسندیدم که بازار و دکان خیلی از بازیگران را تخته می‌کرد و اجازه نمی‌داد که باز هم با مردم بازی‌کنند و تفرقه و نفاق بیندازند، این روز به مردم مازندران که اتفاقا جلودار آن مردم رویان و چالوس بودند تعلق داشت، حضور واقعی و غیرنمایشی مردم را داشت، اصل حضور مردم در صحنه، آن‌هم با میل و رغبت مهم بود، در کجای تاریخ ایران چنین روزی داریم؟ روزی که مردم بدون بوق و کرنای رسانه‌ای، خودشان و با تدبیر خودشان حکومت دلخواه خودشان را برپا کردند. نکته مهم این بود که بعد از ٣٠‌سال از حکام علوی هم حمایت نکردند چون مطابق سلیقه آنها عمل نکردند و در عرض ٦٠سال علویان ساقط شدند. اما مردم علوی ماندند و متوجه شدند که علویان خودشان هستند. مردم ما به علی(ع) اقتدا کردند.

ح,١٤آبان روز ملی مازندران شد که ما مازندران را تمام‌قد با زبان خودش، لباس خودش، فرهنگ خودش و با تمام آداب و رسوم ویژه خودش به ایران معرفی کنیم و مثل یک سرمشق و تابلو و به‌عنوان یک الگو به دیگر اقوام ایرانی خاضعانه اعلام کنیم.

ط. روز ١٤ آبان را روز ملی مازندران پسندیدم که عقل‌گرایان و عاقلان را به خود می‌خواند و شعار را همراه با شعور می‌خواهد.

ی. و ١٤آبان را به‌عنوان روز ملی مازندران در حفظ تمامیت ارضی ایران و برای سربلندی ایران و به حرمت نام مقدس ایران پسندیدم و به آن رأی می‌دهم.

ک. هر لحظه‌ای این احساس و این ادراک به‌وجود بیاید که مازندران، مازندران من، گردی به دامن ایران می‌نشاند و دکانی برای بازیگران و فتنه‌جویان می‌شود، قطعا از این میدان بیرون خواهم رفت و بازار بازیگران را نه به کسادی که به اندازه توان خودم به تعطیلی خواهم کشاند، من یک ایرانی هستم، از این‌که مازندران پاره‌تن ایران است و من مازندرانی هستم، افتخار می‌کنم.

دهم آبان ماه 61امین زادروز حسین علمباز

امروز ۱۰آبان ۶۱امین زادروز حسین علمباز از خوانندگان خوش صدای مازندران گرامی باد
با آرزوی بهروزی و سلامتی روزافزون ایشان

به یقین می شود تحلیل کرد در گذشته شعر و قصه و موسیقی برادر تنی همدیگر بودند. روایت را می شود جزء حوزه های برجسته ی هنرهای کلامی بحساب آورد پیرترهای مازندران هنوز قصه و موسیقی روایت می کنند، قصه طالب، نجما، امیر و......طالب اما حکایت شیرین دارد که دهان به دهان خوانده می شود اما در سالهای اخیر نامی در این حوزه به سر زبان افتاد که به طالب طالب جانی دیگر بخشید است. این نام قصه ی طالب را پژوهید، روایت کرد و آوازش را خواند. حسین علمباز متولد 1335 آمل است. کارشناس ادبیات فارسی است. به دوتار علاقه دارد و برای خودش می نوازند. در گروه های شواش و نیما ی آمل فعالیت کرد. علمباز در آلبوم های بهاران و ماه تتی و دودک شیکا خواند، منظومه طالب و زهره را خواند و امیر و گوهر نیزبه تازگی از او منتشر شده است.

زیر مجموعه ها