کرب زنی

کرب زنی در مازندران

كرب‌زنی مراسمی مذهبی است که با نواختن دو چوب بر روی هم ندای یاحسین را به گوش همگان می‌رساند.

این مراسم از گذشته هر ساله در استان‌های مازندران و گيلان در روز عاشورا صدایش همراه با نوای یا حسین به گوش می‌رسد.

نوای مازندرانی درگذرزمان

 نغمه‌های محلی مازندران بخشی از موسیقی ملی را تشکیل می‌دهد موسیقایی این منطقه را می‌توان در آوازهای هفت‌گانه، سه‌گاه، چهارگاه، راست پنجگاه، ماهور، نوا، همایون نواخت.

آواهای موسیقی باتوجه‌ به قدرت تأثیرگذاری بر روح و روان انسان می‌توانند، پارامتر مناسبی جهت بهره‌گیری از زندگی آرام تر و آرامشی غنی در میان این دل مشغولی های متداول قرار بگیرند.

آلبوم های ویژه ماه محرم

ماه محرم آغاز شده و موسیقی به عنوان یکی از گویاترین زبان‌های هنری در ایام سوگواری نقش آفرینی می‌کند، موسیقی در این ایام نه تنها تعطیل نشده بلکه وظیفه خطیری را در معرفی و انتقال غمی بزرگ برعهده دارد. در حقیقت موسیقی با محرم پیوند خورده است، شاید کمتر کسی بتواند این مسئله را کتمان کند. هنرمندان متعهد بسیاری برای این ایام موسیقی ساخته‌اند و به همت همین‌ نت‌ها و ملودی‌ها سوگ را به بهترین وجه ممکن روایت کرده‌‌اند.
تولید موسیقی به مناسبت ایام عزاداری، آن هم ویژه ماه محرم که همیشه در نزد مردم جایگاه و احترام خاصی داشته است امری دشوار و حساس است و اگر این کار توسط آن دسته از اهالی موسیقی شامل خواننده، آهنگساز، تنظیم کننده، شاعر و ترانه‌سرایانی صورت گیرد که هم در وهله اول اعتقاد و باور قلبی و راستین نسبت به این موضوع دارند و در ضمن مطالعه و شناخت ولو نسبی از چگونگی حادث شدن واقعه عاشورا و پیش زمینه‌های آن را دارند صورت گیرد می‌تواند بر جامعه تاثیرگذار باشد. همچنین اگر این هنرمندان با آواها و نواهای مناطق مختلف کشور که در ایام سوگواری سالار و سرور شهیدان کربلا و یاران وفادارش جریان پیدا می‌کند، آشنا باشند و در ضمن خود آنان نیز به لحاظ موسیقایی در سطح خوبی قرار داشته باشند


آلبوم های ویژه ماه محرم شرکت مهرآوا

1)آنجا که بال فرشته میسوزد به خوانندگی مقتدا غرباوی، روایت یاسر اکبر نتاج و موسیقی حنیف شهمیرزادی
2)کبوتر خونین بال به خوانندگی حاج مراد مقیمی
3)شرقی ترین آواز به روایت سعید امیرکلایی، شعر آهنگ، روایت و نواخوانی دکتر داود کیاقاسمی و موسیقی حنیف شهمیرزادی
4)منظومه آیینی به خوانندگی محمدرضا اسحاقی

 

تک آهنگ بینجکر منتشر شد

نقد و نظری بر تک آهنگِ مازندرانی بینجکر

انتشار تك آهنگ "بينجِكر" با شعر، ملودی و صدای داوود كياقاسمی فرصتی فراهم آورد تا به بهانه نقد اثر، به اين شاعر توانای مازندرانی نزديك تر شویم. او در پيوست اين اثر چنین می نويسد: "ترانه بینجکر برای رمان در دست انتشار اینجانب به نامِ آینه های سرکوه، ساخته شد و ترانه جمعیِ رفقایی ست که قهرمان های اصلی رمان اند و اول بار، از زبان شخصیت محوری رمان، بهمنیار باوند، خوانده و شنیده می شود. چندی پیش با دوست خوبم، هنرمند توانای ساروی، جناب مجید رئیسیان در مورد این ترانه حرف زدم و برایش به آهنگ خواندم و خوشش آمد و افتخار داد که روی آن آهنگسازیِ ارکسترال کند و کرد و این شد که می بینید." 

 

موسيقی اين اثر اگرچه فاقد ملودی بديع و يا تنظيم جديدی است، بسيار ساده و فاخر است و به بيان روان ترِ ترانه و معنا، به طور كلی، كمك شايانی کرده است. در ابتدای اثر از اِفكت صوتیِ باد و باران و رعد و برق استفاده شده كه شنونده را برای شنيدن اثری روايی آماده می كند. در ادامه و با ورود سازها، با يك زوج - پاساژ كه تار نقش محوری در آن دارد، حال و هوای مايه دشتی بر اثر چیره شده، همه چيز آماده ورود خواننده می شود. استفاده از فواصل مطبوع به ويژه فاصله سوم در ايجاد نوعی هارمونی با لحن مازندرانی تأثيرگذار بوده است. در فراز انتهايی نيز سولوی تار توانسته است به خوبی فضای حاصل از قصه حزن انگيز روايت شده را كامل كند. البته در اين مقال کوتاه، قصد نقد موسيقی بينجكر نیست، که این خود به فرصتی ديگر و فراخ تر نیاز دارد.

 

شعرِ اثر دارای ساختار روايیِ تركيبی (multi narrators) است اما داوود كياقاسمی چنان اين چند راوی را با تبحر در هم آميخته است كه شنونده ممكن است چرخش دوربين فرضی و تغيير نريتور را حس نكند. راوی ابتدا سوم شخص و دانای كل است كه فرازهای اول شعر را روايت می كند و فضا را برای روايت به زبان بينجكر در قالب شخص اول مهيا می سازد تا مخاطب، شنونده آرزو و رويای شيرين بينجكر برای عروسی دختر و پسرش در پاييز باشد. اما درست در لحظه ای كه بينجكر و ما در خلسه و نشئه پاييز رويايی او هستيم، راوی دانای كل تبديل به راویِ مداخله گر دوم شخص می شود و به بينجكر نهيب می زند كه به اين هوا اعتباری نيست و هر آن بيمِ آن می رود كه ساز ناكوكِ آسمان برنجِ به رنج كِشته ات را پوك و پوچ كند و همه آرزوها و نقشه هايت را بر آب بارانِ نابهنگام پاييز وانهد! و ما هم مانند بينجكر از اين نهيب تكان می خوريم و شگفت زده منتظر واكنش بينجكر می شويم. فراز پايانی را دوباره از زبان بينجكر می شنويم، بینجکری که این بار نگران از خشكسالی و نوميد از مساعدت آسمان است. نه طغيانی دارد و نه خودفريبی حتا! سردرگم است و نمی داند دست طبيعت چه پاييزی را بر او تحميل خواهد كرد!

يكی از نقدهايی كه به موسيقی بينجكر وارد است و در آينده، اگر فرصتی فراهم شد، آن را بيشتر خواهيم شكافت اين است كه احتمالاً آهنگساز و تنظيم كننده به موضوع تغيير راوی در كار توجه كافی نكرده و به صورت غريزی توانسته است بخش هايی را پوشش دهد اما بی ترديد اگر آگاه به اين پديده بود شايد شاهد اثری به مراتب زيباتر می بوديم. 

 

اين ترانه به شدت امروزی است. مقصودم از امروزی آن است كه انسان امروز به طور عام و انسان ايرانیِ امروز به طور خاص اين وضعيت را به خوبی می شناسد و می فهمد. امروزی است؛ چون به دور از تغزل های تصنعی و تكراری، بيشتر اجتماعی و فلسفی است. امروزی است؛ چون اساساً مهم نيست با كدام لايه معنایی ترانه مواجه می شوید، به هر حال دست پر می رويد. می توانيد با اين ترانه در يك كشاورز، كارگر، كارمند و مدير تأثير بگذاريد و او معنا را به خوبی لمس كند و خود را در قامت بينجكر تصور كند و نیز می توانيد ساعت ها با يك فيلسوف درباره جهان بينی آن حرف بزنيد. در واقع، اين ترانه به شدت سهل و ممتنع است؛ به اين معنا كه پوسته بسيار ساده و هسته به غايت سختی دارد؛ پوسته اش به قدری ساده است كه می تواند حتا محرك يك فعال محيط زيست باشد و نیز توان آن را دارد كه ترانه جمعیِ فعالان محيط زيست در ميتينگ هايشان باشد! و هسته سختی دارد برای آن كه حتا مفاهيم فلسفی بلندی در آن يافت می شود كه همگان امكان دركش را ندارند. 

 

پيشتر نيز البته شاهد اشعار تأثيرگذار و گاه بی نظير از داوود كياقاسمی بوده ايم. شايد يكی از زيباترين آنها اين رباعیِ اميری باشد:

"خَسه خسه تن، آسوگ آسوگ دَشونه 

دس پينه دَوِس، بوسّه تِروگ دشونه 

بِشكِسه مِزّير، بي اَتّا توگ دشونه 

نماشونِ سر، هايته اَلوگ دشونه" 

 

ترجمه فارسی: 

"با تنی خسته، آهسته آهسته دارد می رود 

با جانی بی رمق، با دستی پينه بسته دارد می رود 

بی تكيه گاهی، كارگر قامت شكسته دارد می رود 

در آسمان، غروب، آتش گرفته دارد می رود!"

اشعار داوود كياقاسمی شايد ترجمان هنرمندانه و دگرگونه ای از ذهن و زبانِ مهدی اخوان ثالث به زبان مازندرانی باشد بی آن که ذره ای از او تقليد كرده باشد. عناصر هنری و ادبی مانند تضاد، گره، ايجاز، آمبيانس و شگفتانه يا سورپرايز را در آثارش به زيبايی به كار می گيرد و همواره در آستينش چيزی برای هيجان زده كردن مخاطب دارد، هيجانی كه متعاقبش ترديد و ترس و گاهی حزن را به شنونده تحميل می كند. 

 

هادی رحمانی

منتقد و مدرس موسیقی

تهران، ٢۴ شهریورماه ۱٣٩۶

 

 

#بینجکر 👆👆

 

شعر، ملودی و صدا: #داوود_کیاقاسمی 

آهنگسازی و تنظیم: #مجید_رئیسیان

اجرا: #گروه_همنوازان_ماهان

سنتور و سرپرست گروه: مجید رئیسیان

تار و عود: فرزاد محمد نژاد

نی: حسین نوروزی

دف: حسین شهمیری

تمبک و بِندیر: علی اکبرزاده

ویولن یک، ویولن دو و ویولا: بهنام فضلی 

ویلنسل: VST 

کنترباس: VST

ضبط: #استودیو_فرهنگ، #ساری

صدابردار: #آبد_درخشان

میکس و مَسترینگ: #آرش_محسن_پور

ناظر ضبط: مجید رئیسیان

 

متن ترانه:

اَتا غوشه، اَتّا پر

اتا کَسو، اتا کر

اَتا اَتا بینجِ بار

خِرد و خوی بینجِکر

آرزو دارنه هوا

نکِنه وارش و وا

ونه بینج سربکشه

ونه کَر بووه کوفا

- "خِدا خِدا زمه مِن تا برسه پاییزِ ما

مه کیجا بووه عاروس و مه ریکا بووه زوما"

بینجکر! زلفه کفن!

اَنه آرزو نکن

اعتبار نارنه هوا

این هوا ره دل نون

بهارِ ما او قَطی و پاییزِ ما وارشی

چَکو بونه بینجِ بار و خِشی بونه ناخشی

- "اَمسالِ سال هِکِتی 

ندومه بونه چتی

چتی ونه بهووه

روز و شوی ناختی؟"

 

برگردان پارسی:

یک خوشه، یک برگ

یک پنجه، یک دسته

یکی یکی کیسه های برنج

تمام هستی برنجکار است

آرزو دارد که هوا 

باد و بوران نکند

تا خوشه های برنج سر بر زند و

دسته های شالی در خرمنگاه کپه شود

- "خدا خدا می زنم که پاییز از راه برسد 

تا دخترم عروس و پسرم داماد شود!"

 

آی برنجکار! ذلیل مرده!

این همه آرزو نکن!

هوا اعتباری ندارد

دل به این هوا مبند!

از بی آبی فصل بهار و از بارانیِ فصل پاییز

شالی تو پوک می شود و خوشی تو ناخوشی!

- "خشکسالیِ امسال را 

نمی دانم که چه خواهد شد!

چه خواهد شد آیا

نخفتن های روز و شبم؟"

 

☑️ ترانه ی "بینجکر" برای رمان در دست انتشار اینجانب به نام "آینه های سرکوه" ساخته شد و ترانه ی جمعیِ رفقایی ست که قهرمان های اصلی رمان اند و اول بار، از زبان شخصیت محوری رمان، بهمنیار باوند، خوانده و شنیده می شود. چندی پیش با دوست خوبم، هنرمند توانای ساروی، جناب مجید رئیسیان در مورد این ترانه حرف زدم و برایش به آهنگ خواندم و خوشش آمد و افتخار داد که روی آن آهنگسازیِ ارکسترال کند و کرد و این شد که می بینید.

#داوود_کیاقاسمی

زیر مجموعه ها