موسیقی

  • بدعت حوزه هنری مازندران در اجرای کنسرت محلی؛

    نوازنده زن دارید، سالن نمی دهیم!

    نمی دانیم کنسرت محلی چه تالی فاسدی دارد که نباید با حضور بانوان باشد! در مرکز مازندران نماینده محترم ولی فقیه حتی یک بار نسبت به اجرای موسیقی محلی تذکر نداده است، چه برسد که از اجرای آن جلوگیری کند. شاید نیاز باشد از این پس بانوان هنرمند اینجا به مانند کوهنوردان استان شرقی، از پدرشان اجازه نامه بیاورند!

     

     مازندنومه، سرویس فرهنگی و هنری: 1- کنسرت گذاشتن شاید در همه جای جهان کار سختی باشد، ولی در ایران کاری سخت تر است.

    شاید تصور این باشد که برای اجرای کنسرت، فقط گرفتن مجوز اجرا کفایت می‌کند و احتیاجی به طی سایر مراحل نیست، اما برای هر کنسرت باید برای سالن، پوستر، شعر، فیلمبرداری، تمامی اعضای گروه، آهنگ و قطعات، سرپرست کنسرت و کنسرت‌گذار اجازه گرفت و استعلام کرد.

    البته در کنسرت های بومی و محلی، حمایت ها اندکی بیشتر و نظارت ها اندکی کم تر است؛ چه، گروه های محلی در استان و شهر خودشان شناخته شده اند و تازه کنسرتی با شعرها و سازهای بومی و پوشش مناسب محلی، مفسده ای نخواهد داشت.

    2- شرکت نسیم مهرآوا از معتبرترین و پرکارترین شرکت های تولید آثار هنری در مازندران محسوب می شود. پیشینه کاری این شرکت نشان می دهد که دلسوزانه در پی احیا، تولید و حمایت از هنرمندان منطقه و آثار هنری بومی است. مهرآوا سال هاست هم آلبوم های محلی انتشار می دهد، هم کنسرت های محلی برگزار می کند و هم با برپایی جشنواره هایی چون لیلم، درصدد ترویج و زنده نگه داشتن فرهنگ و موسیقی مازندرانی است.

    3-سینا دلشادی رییس حوزه هنری مازندران، از خردادماه سال 1392 در این سمت قرار دارد. حمایت از اجراها و برنامه های بومی همواره مورد تاکید این مسئول بوده است. او زمانی گفته بود: «برای جهانی شدن باید از بوم شروع کرد.» و یا گفته بود: «بهترین راه برون رفت از مشکلات فرهنگی، پر رنگ کردن حوزه فرهنگ و خرده فرهنگ‌هاست.» و در زمانی دیگر به صراحت گفته بود: «حوزه هنری با حمایت از موسیقی بومی و ورود در حوزه های پژوهشی موسیقی بومی، به دنبال معرفی موسیقی پاک و انتقال پیام های ارزشی و انسان ساز به جامعه هنر دوست مازندران است.»

      حمایت از فرهنگ و زبان و موسیقی مازندرانی، حداقل لقلقه زبان مسئولان فرهنگی و غیرفرهنگی مازندران بوده است و در این بین جایگاه ارشاد و حوزه هنری بالاتر و نقش آن ها در حفظ و اشاعه فرهنگ تبری پررنگ تر است.

    4-در هفته های اخیر شرکت نسیم مهرآوا بر آن شد کنسرتی محلی در سینما سپهر ساری برگزار کند. پیش فرض اجراهای زنده محلی چنین است: تبلیغات پایین، قیمت کم تر بلیت و پرنشدن سالن و استقبال محدود مردم. بسیاری از کسانی که در سالن برای اجرای کنسرت محلی حاضر می شوند، با دعوت و بلیت رایگان آمده اند و برگزاری این کنسرت ها توجیه اقتصادی ندارد.

    به هر روی مهرآوا بر اساس تجربه های پیشین و اهداف فرهنگی خود، در صدد برآمد این برنامه را در سینمایی که زیرنظر حوزه هنری مازندران است، به اجرا درآورد. برنامه ریزی ها و هماهنگی های لازم صورت گرفت، اما حوزه هنری بعد از 25 روز معطلی، به دلیل حضور دو بانوی زن نوازنده، از دادن سالن به گروه خودداری کرد.

    در حالی آقای دلشادی این قضیه (ندادن مجوز به گروه هایی که نوازنده زن دارند)را روند عادی و همیشگی حوزه هنری می داند که در همین سالن و در زمان مدیریت او بارها کنسرت هایی با حضور بانوان نوازنده برگزار شده است و جالب تر این که در برخی کنسرت ها خودش حاضر بوده است!

    جهت یادآوری به این مسئول باید بگوییم که:

    * گروه موسیقی«رستاک» 24 و 25 شهریور ماه سال 1392 دو شب در سینما سپهر ساری به اجرای برنامه پرداخت که چند نفر از اعضای این گروه را بانوان تشکیل می دهند. همین گروه 16 تیرماه سال گذشته نیز با حضور دو بانوی نوازنده در سینما سپهر کنسرت برگزار کرد.

    *15 اسفندماه سال 1392 کنسرت موسیقی محلی گروه تبری، با حضور چند بانوی نوازنده و کر، در سینما سپهر ساری برگزار شد.

    * کنسرت گروه «کایر» دی ماه 1394 با حضور چند بانوی نوازنده در سالن سینما سپهر ساری برگزار شد که رییس حوزه هنری مازندران نیز در آن برنامه حضور داشت!


    5-سیاست های سلیقه ای و جزیره ای در حوزه فرهنگ و توجیهات غیرمنطقی مسئولان در این زمینه انگار تمامی ندارد.

    تهیه کننده یک کنسرت محلی را دو هفته معطل کردن و سپس عذر بدتر از گناه آوردن که سیاست همیشگی حوزه هنری این بوده که به اجراهایی است که نوازنده بانو دارد، سالن ندهد، شاید برای حفظ موقعیت و جایگاه اداری مسئولی جواب دهد، ولی افکار عمومی و جامعه هنری را اقناع نخواهد کرد.

    حداقل همان ابتدا پس از دریافت درخواست مجوز، توضیح داده می شد که سالن را به شرط حضور نداشتن نوازنده زن در اختیار قرار می دهیم که وقت و انرژی چندین نفر اعم از گروه و تهیه کننده و کنسرت گذار گرفته نشود.

    نمی دانیم کنسرت محلی چه تالی فاسدی دارد که نباید با حضور بانوان باشد. در مرکز مازندران نماینده محترم ولی فقیه حتی یک بار نسبت به اجرای موسیقی محلی تذکر نداده است، چه برسد که از اجرای آن جلوگیری کند. شاید نیاز باشد از این پس بانوان هنرمند اینجا به مانند کوهنوردان استان شرقی، از پدرشان اجازه نامه بیاورند!

     

     

    مازندنومه

  • 14 آبان ماه هفتادمین زادروز استاد محمدرضا اسحاقی در منزل ایشان

  • همدم و مرهم درد ونوشه است

    و نگران کیله ی او

    او هم صدای آب را میشنود و هم صدای "کیله" خشک را،

    کیوس گوران گوشش شنوای کوه وبیشه و دریاست.... 

    کیوس گوران اوریمی در 7 خرداد 1317 هجری شمسی در اوریم سواد کوه ، متولد شده است. نام کیوس نامی است تبری که از روی پسر نخست قباد ساسانی و سردار خشایار شاه گرفته شده که سر سلسله دودمان باوندیان تبرستان می باشند. وی در سنین کودکی در روستای حاجی کلا می زیست. این روستا فاقد مدرسه بود بنابراین کیوس دوران ابتدایی را در روستای کفشگر کلا خواند و در قائمشهر دپیلم خود را در رشته طبیعی گرفت. وی میخواست در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد پس به تهران کوچ نمود و مقدمات را برای شرکت در آزمون فراهم کرد. با چند نفر از دوستانش عازم تبریز شد تا در آزمون پزشکی آن شهر شرکت کند. وی دراین آزمون موفق نشد و کیوس را در حالی که نمره قبولی داشت، مردود شمردند. بر همین اساس به هلند رفت ولی پس از مدتی اعلام شد که وزارت علوم مدرک صادر شده از دانشگاه هلند ی راهم قبول ندارد کیوس گوران نیز به ایران بازگشت.کار مطبوعاتی را با روزنامه اقتصادی بورس در تهران شروع کرد وسپس به روزنامه تهران جورنال ، که روزنامه انگلیسی زبان موسسه اطلاعات بود رفت.کیوس گوران در اسفند 1356 به درد گوش مبتلا شد . معالجات وپی گیری های وی در ایران نتیجه ای بر نداشت و پیگیری های خارجی نیز بی نتیجه ماند و کیوس گوران از شنیدن محروم شد. وی که عاشق نوای بلبل و رودخانه ولله،کتولی و امیری بود در شعر هایش می خواند، می نوازد ولله میزند و کتولی می خواند. او هم اکنون به کمک لب خوانی با دیگران ارتباط کلامی دارد. کیوس گوران شعر هایش را با حس و وسواس می خواند.این حس را می شود در اشعار فارسی و مازندرانی اش دید او تاکنون آلبوم هایی با نام های "مازرون"،"مازرون2" و "چل سال عاشقی"،"پس ته کویی" و "یاد اون روزا بخیر" منتشر نمود است. کیوس اولین شاعر تبری سرای این دیار است که در نخستین همایش تجلیل از نخبگان و مشاهیر مازندران توسط شبکه تبرستان صدا و سیما مورد تقدیر قرار گرفت.

  • سومین جشنواره سراسری موسیقی بومی البرزنشینان لیلِم امسال نیز همانند سال گذشته با درنظر گرفتن بخش تشت نوازی (لگن) فرصت درخشش بانوان مازندرانی رافراهم کرده است.

  • گروه های موسیقی پرستوهای مهاجر و عاشیقلار میشو از افغانستان و آذربایجان در دومین جشنواره موسیقی بومی البرزنشینان لیلم در ساری هنرنمایی می کنند.

  • پنج شنبه 7 اردیبهشت96 اولین یادمان استاد احمد محسن پوربه مناسبت اولین سال درگذشت ایشان و نیز چهارمین دهه آغاز تلاش فرهنگ خانه مازندران به همت اهالی فرهنگخانه با استقبال بی نظیر و حضور اساتید بزرگ مازندران و ایران در سالن هلال احمر ساری برگزار شد.
    مراسم با چاووشی خوانی شروع شد سپس گروه شواش برنامه خود را با خوانندگی استادان ابوالحسن خوشرو، نورالله علیزاده، محمد ابراهیم عالمی و حسین علمباز اجرا کردند، سپس آخرین آلبوم استاد احمد محسن پور، آلبوم امیر و گوهر با همراهی استادان حسین علیزاده، علی اکبر شکارچی، ساسان فاطمی، کامران امید و اسدالله عمادی رونمایی شد.
    استاد حسین علیزاده در رابطه با استاد محسن پور و موسیقی سخنرانی داشتند، سپس گروهی آذربایجانی موسیقی زیبا اجرا کردند در ادامه کلیپی درباره فعالیت های فرهنگخانه پخش شد و پس از آن ساسان فاطمی پژوهشگر و موسیقی دان ایرانی سخنرانی داشتند و در ادامه ان علی اکبر شکارچی استاد کمانچه و موسیقی سنتی ایران سخنرانی داشتند.
    در ادامه استادان علی اصغر مهجوریان نماری و علی هاشمی چلابی همراه با کمانچه نوازی سعدی صادقی شعرخوانی داشتندپس از آن گروه لیان، گروهی از جنوب کشور موسیقی زیبای جنوبی را برای حضار اجرا کردند.

    در اخر برنامه نیز از همسر استاد محسن پور خانوم فریده واحدیان تقدیر شد.

  • یکم خرداد ماه زادروز حسین زمانی خواننده خوش صدای مازندران گرامی باد با آرزوی سسلامتی و توفیق روزافزون ایشان