منظومه مم زمون

مم‌زمون عیاری صاحب‌نام و مورد علاقه‌ی اهالی شرق مازندران بود كه در مبارزه‌های نابرابر جان باخت و سوت به جا مانده از او، مربوط به اوایل پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار است.
مم‌زمون عاشق دختر حاجي‌خان‌آقا، حاکم گلوگاه مي‌شود اما پدر دختر، مخالف وصلت است و چون خود نمي‌تواند در برابر دو برادرِ پهلوان کاري از پيش ببرد

مشدی پروری

مشدی پروری:مشدی یا مشتی پروری (به زبان مازندرانی: مشدی پِلوِری؛ pelveri) با نام اصلی محسن احمدی (زادهٔ ۱۲۷۱ - درگذشتهٔ ۱۳۱۶) فرزند قاسم،از سرکشان سال‌های پایانی عهد قاجار و دورهٔ پهلوی اول می‌باشد.برخی او را عیار و برخی یاغی و گروهی نیز او را مبارز علیه رضاشاه می‌دانند و حتی برخی او را میرزا کوچک کوچک می‌نامند.

منظومه امیر و گوهر

امير پازواري مشهور به امير مازندراني، شيخ‌العجم و اميرالشعراء از شاعران طبري سراي مازندران است.چنانچه از سروده‌های منسوب به وی برمي‌آيد، امير پازواري از مردم شيعه روستای پازوارِ بابل بوده و معشوقه‌ای به نام گوهر داشته است. این عارف شوریده، به عنوان يك افسانه در فرهنگ عامه راه يافته است. طوري كه افسانه‌ی امیر به زبان نقالان و خنیاگران مازندرانی و عامه‌ی مردم جاری است.

منظومه طالب و زهره

در حدود سال 1005 هجری پسری از اعیان طایفه امل را به مکتب می سپارند. پس از چندی در همان مکتب خانه عاشق دختری به نام زهره می شود که هم شاگردیش بود. پس از مدتی بین آن دو مراوده و دوستی برقرار می گردد. از آنجایی که با هم همسایه بودند طالب هر روز از دیوار خانه اش بالا می رفت، و زهره هم به بهانه یافتن چیزی کنار پنجره می امد و این دو با هم دیدار میکردند

مینا و پلنگ

منظومه مینا و پلنگ

این داستان واقعی و تاریخی است.مینای سرخ چشم یا ورگ چشم( ورگ همان گرگ است)در حدود صد سال پیش میان سالهای 1275تا1285 در یکی از روستاهای ییلاقی مازندران به نام کندلوس در کوهستانهای چالوس در میان جنگلهای انبوه و دست نخورده آن زمان داستانی رخ داد که شاید در جهان بی نظیر بوده است.داستان عشقی میان پلنگ و دختری چشم سرخ به نام مینا که می تواند به یکی از زیباترین داستانهای رمانتیک جهان و یک اثر ماندگار ادبی و زیست محیطی در جایگاه یک میراث ماندگار بشری به جهانیان شناسانده می شود.

منظومه شاباجی

منظومه شاباجی به منطقه سواد کوه تعلق دارد." شاه باجی جعفری" بین سال های 1255 تا 1260 شمسی در روستای " دهکلان" لفور به دنیا آمد. در ییلاق گالشی به نام " ملاخان جان حیدری" دلباخته شاه باجی می شود. در همین گیر و دار " عبدالعلی خان پهلوان" به خواستگاری باجی می آید.شاباجی جا افتاده به عقد پسری 16 ساله در می آید. تفاوت سنی این دو نفر سبب می شود که بعدها شوهر باجی ازدواج کند. منظومه عاشقانه شاباجی سروده همان گا لش عاشق است. ملاخان حیدری در سال 1258 هجری شمسی در آلاشت به دنیا آمد